موهتیوس یک شخصیت سازنده است؛ یک کارگاه شخصی مهندسی، و نامی برای شیوهای که من با آن به ایدهها و سیستمها فکر میکنم.
موهتیوس شکل عمومی یک عادت خصوصی است: جمعکردن ایدهها، ساختن اثباتهای کوچک، نوشتن tradeoffها، و تبدیل آرام فکرهای مبهم به نرمافزارهای قابل استفاده.
نام از Mohet شروع میشود؛ شخصی، مستقیم، و نزدیک به حس «من هستم».
و با -ios تمام میشود؛ فنی، قدیمینما، شبیه نام یک ابزار، یک سیستم، یا یک مکتب کوچک فکری.
این ترکیب برای من مهم است.
موهتیوس شخصی است، اما فقط درباره من نیست. این نام به فضایی شکل میدهد که بین یادداشتهای خصوصی و محصولهای تمامشده قرار دارد؛ همان جایی که بخش زیادی از کار واقعی اتفاق میافتد.
ایدههای اولیه آنجا زندگی میکنند. تجربههای فنی آنجا زندگی میکنند. طرحهای معماری آنجا زندگی میکنند. پیشنویسهای ناتمام آنجا زندگی میکنند. ابزارهای متنباز آنجا زندگی میکنند. اشتباهها، بازنویسیها، و اثباتهای کوچک هم همانجا هستند.
من برای این فضا به یک نام نیاز داشتم.
نه نام یک شرکت. نه نقاب یک استارتاپ. نه یک پورتفولیوی بیش از حد صیقلی که وانمود کند همه پروژهها از ابتدا کامل و مرتب بودهاند.
موهتیوس بیشتر شبیه یک کارگاه است.
کارگاه میتواند ابزار داشته باشد، یادداشت داشته باشد، نمونه اولیه داشته باشد، تکههای نیمهکاره داشته باشد، ایدههای عجیب داشته باشد، و چیزهای مفیدی که هنوز در حال تبدیلشدن به شکل بهتر خودشان هستند. کارگاه فرایند را پنهان نمیکند. به فرایند جا میدهد.
Mohetios.dev برای همین ساخته شده است.
اینجا جایی است که درباره نرمافزار، سیستمهای محصولی، معماری وب، ابزارهای cloud-native، workflowهای مبتنی بر AI، تجربههای متنباز، و تصمیمهای عملی پشت ساختن چیزهایی مینویسم که باید واقعاً کار کنند.
بعضی نوشتهها case studyهای کاملتر هستند. بعضیها یادداشت فنیاند. بعضیها تکههایی از تحقیقاند. بعضیها فقط ثبت این هستند که یک ایده در مسیر ساختهشدن چطور تغییر کرده است.
این سایت یک سطح حرفهای هم دارد. کارها، نوشتهها، پروژهها و سیستمهایی که برایم مهماند را نشان میدهد. اما نمیخواهم شبیه یک رزومه سرد و بیروح باشد. میخواهم بیشتر شبیه یک دفتر مهندسی زنده باشد: آرام، کاربردی، خواندنی و صادق.
اکوهای تصادفی
در صدای این نام هم چیزی هست.
بعضیها وقتی Mohetios را برای اولین بار میشنوند یاد mojito میافتند. بعضیها شاید ردی از mojo در آن بشنوند. من این تصادف را دوست دارم.
این نام از آن کلمهها نیامده، اما صدا یک کشش خوب با خودش دارد: شخصی، کمی عجیب، بهیادماندنی، و آرام زنده.
برای من Mohetios از Mohet شروع میشود و با -ios شکل میگیرد. اما اطرافش ردی کوچک از craft، انرژی، و آن جادوی تقریباً نامرئیای هست که گاهی در کار خوب پیدا میشود.
نه جادوی فانتزی. نه هایپ. نه رازآلودگی بیدلیل.
جادوی آرامِ ساختن.
لحظهای که یادداشتهای پراکنده تبدیل به یک سیستم میشوند. وقتی یک ایده مبهم محصولی تبدیل به یک رابط واقعی میشود. وقتی یک نمونه کوچک شروع میکند مثل چیزی مفید رفتار کند. وقتی قطعهها بالاخره سر جای خودشان مینشینند و کار حس زنده بودن پیدا میکند.
الگوی کار
موهتیوس به یک روش ساده کار کردن، نام ثابت میدهد:
اثباتهای کوچک بساز. تصمیمها و tradeoffها را بنویس. بگذار ایدهها آنقدر دیده شوند که کمکم مفید شوند. فکرهای مبهم را به سیستمهای قابل استفاده تبدیل کن. فرایند را آنقدر باز نگه دار که دیگران هم بتوانند از آن چیزی یاد بگیرند.
این الگو فقط درباره نرمافزار نیست. درباره توجه است. درباره این است که به چیزهای ناتمام آنقدر ساختار بدهی که بتوانند رشد کنند، بدون اینکه وانمود کنی از قبل کامل بودهاند.
موهتیوس جایی است که من این فرایند را قابل دیدن نگه میدارم.
استاندارد
سالها پیش زیر سایتهایی که طراحی میکردم یک جمله مینوشتم:
همه چیز به شکل شگفتانگیزی خوب باید باشد.
این جمله عمداً کمی نامعمول است. شبیه یک شعار معمولی نیست. بیشتر شبیه یک استاندارد شخصی است.
نه کمالگرایی. نه تزئین. نه سرعت برای خود سرعت.
یک استاندارد مراقبت.
مراقبت در نامگذاری چیزها. مراقبت در شکلدادن به سیستمها. مراقبت در رفتار رابطها. مراقبت در توضیح تصمیمها. مراقبت در اینکه کار ناتمام فرصت بهتر شدن داشته باشد.
موهتیوس جایی است که ایدهها به سیستم تبدیل میشوند.
و پشت همه اینها، همان جمله قدیمی هنوز باقی است.